تبليغاتX
میخوام بمونی
این روزا آسمون خیلی گرفتست مثل من مث آرزوهای من مث ادمایی که یه روزی تو زندگیم روشن و شفاف بودن و حالا انگار رنگشون رفته یا گرفته! این روزا مرددم بین موندن و رفتن بین انتخاب ... خیلی بده آدم مردد بمونه تو این لحظه ها بده آدم با میون موندن و رفتن دچار یه تردید بشه .نمیدونم قراره آخرش چی بشه اما دلم می خواد آخر قصه ام مث آخر قصه های دیگه نشه دلم می خواد آدم خوبه من نباشم و انتظار بیخود نکشم دلم می خواد همه چی برگرده به گذشته به چند سال پیش اونوقت حتما اشتباهاتم رو جبران می کردم آخرای فصل دلگیر منه آخرای پاییز و اما من هنوز و همچنان تورو و پاییز رو خیلی دوست دارم هر چند گذشتم از تو اما از دور فقط تماشات می کنم که این تنها کاریه که ازم بر می آد .

از تموم دنیا چشمهایت را می خواهم !!!!!

آسمان از تمام دنیا سهم زیادیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 و ساعت 21:44 |
سلام نازنین پاییز گوارای وجودت

فاصله بین ما از تو تا خداست اما بهانه ای گرفتم تا نزدیک تر شوم بهانه ای نبود فقط لمس بودنت در این روزها بود پس نازنین لمس بودنت مبارک

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 و ساعت 10:51 |
اونقدر از آرزوهام دورم که رسیدن به اونها واسم آزرو شده!!!!

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 20:47 |
گاهی فقط گاهی سکوت بهترین راهه پس:

سکوت می کنم که بالاتر از هر فریادیست!!!!!

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 20:39 |
شلام من فقط شعرایی رو که دوست دارم می نویسم این شعر ها ربطی به من و روحیه ام نداره من خوبم می خندم هنوز اینجام و نفس می کشم این روزا اونقد خسته می شم که وقتی میام خونه فقط میتونم بخوابم اونقد خسته می شم که فقط و فقط می خوابم. این روزا آرزو هام فرق کردن دیگه رنگ گذشته رو ندارن این روزا آرزوهام قد کشیدن بزرگ شدن اما هنوز خودم بچه ام.بی دلیل می خندم بی دلیل راه میرم مث من باش بی دلیل .راستی چند روز پیش یه نفر بهم گفت همیشه واسه کسی که دوست داری بجنگ تلاش کن و مواظب باش از دست ندیش که اگه از دست بدی این دنیا اونقد بی رحمه که هرچیزی رو بهت تحمیل می کنه و بعد تو مجبوری سرتو بیاری پایین و بگی من تسلیم و بعد چیزایی رو که اون بهت میده مجبوری دوس داشته باشی.می خوام بگم نه من کم نیاوردم من اینجام واستادم رو به رو تموم مشکلات و آدمایی که بود و نبودم واسشون فرقی نداره و بلند داد میزنم هی دنیا هی زندگی من هنوز اینجام من آدمم پس تسلیم تو نمی شمممممممممممممم  پس سکوت کن وببین چطور چیزایی که می خوام رو بدست می آرم
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 22:16 |
به تو باختم و تو این بازی رو بردی تبریک

زیرو رو شدم به روتم نیاوردی تبریک

بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت

واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی تبریک

مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات

حق داری دیگه منو نشناسی با اون قلب سیات

حق داری گریه هامو ببینی و بخندی

 آزادی تا به هرکی که دوست داری بخندی

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 23:5 |
دنیای این روزای من همقد تن پوشم شده  اینقد دورم از توکه دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده!!!!

هرشب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده ی این خونه رو روشن روشن میکنم

در حسرت فردای تو تقویمم و پر میکنم هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم

همسنگ این روزای من حتی شب تاریک نیست اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 23:9 |
سلام این روزا واقعا واسم عجیبه دلم واسه کسی تنگ نشده دلم واسه کسی نگرون نیست برای کسی گریه نمیکنم این روزا فقط میخنودم بی بهونه و الکی راستش یاد گرفتم بی بهونه بخندم این تنها کاری که میتونم انجام بدم دنیا این روزا یه رنگ و بوی دیگه ای داره دلم می خواد با تومو اونایی که ازشون دلخورم دوست باشم فقط دوست.دلم می خواد ببخشم هرچند نمیتونم .سعی کردم اما نشد اما فراموش می کنم .دیگه برام هیچی مهم نیست هیچ کسی مهم نیست از این به بعد می خوام فقط با آدما دوست باشم نمی خوام عاشق بشم .اگه یه روزی یکی ثابت کرد که لیاقت دوست داشتن داره واسش هر کاری می کنم اما دیگه عشق کسی باورم نمی شه.....
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 19:19 |
امروز بعد از دو ماه تازه فهمیدم انتظار معنی نداره.تازه فهمیدم دوست داشتن کسی که دوسم نداره بی فایدست. تازه فهمیدم منتظر موندن برای کسی که رفته دیگه بی فایدست.با اینکه عاشقشم اما اگه بیاد و به دست و پام بیفته که پشیمونه حتی اگه قبول کنمش بازم دلم براش دل نمیشه . حتی اگه باهاش بخندم بازم دلم راضی نمیشه نمی دونم چرا؟فقط میدونم اگه برگرده هم نمیتونم باورش کنم پس چرا دارم خودم و آزار میدم؟ بذار همه چی بگذره زمان حلال مشکلاته.من کم نبودم بد نبودم اون لیاقت نداشت پس دیگه منتظرش نمیمونم دیگه برام مهم نیست که رفته جواب تموم چرا هام و دیگه نمیخوام.

گفته بودم عاشقم حرفمو پس میگیرم.دیگه نمیذارم کسی با من بازی کنه می خوام تنها بمونم تنهایی راحت تره!!!!!!! تنهایی بهتر میشه زندگی کرد چون کسی نیست تا آزارت بده.دیگه با تموم اینکه عاشقت بودم و هستم منتظر نمیمونم به خدا میسپارمت و اما نمیگم خوشبخت باشی میگم یه ثانیه از زندگیت رو امیدوارم مث اون روزای من بگذرونی تا بدونی چه زجری کشیدم تا به اینجا رسیدم دیگه مهم نیستی به جون خودت اگه برگردی با تموم وجودم پس میزنمت 

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 20:19 |
یه روزی قلبم و له کردی و رفتی حالا برگشتی که چی؟که بگی عاشقمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه روزی دستمو ول کردی و رفتی حالا برگشتی که چی؟ بگی مثل خودمی؟؟؟؟؟؟

بگی جبران میکنی اون همه زجرای منو؟یا بگی باور می کنی این دفعه همه اشکای منو؟؟؟

چه روزایی تو سکوتم تورو فریاد می زدم چه روزایی تو نبودی بوسه بر باد می زدم حالا برگشتی که چی؟؟؟؟

حالا پیدات شده تا گم بشه تنهایی من؟؟ تا تلاتم بشه باز چشمای مردابی من؟

تو خیال کردی هنوزم دل من عاشقته؟؟؟؟توی ته مونده قلبش یکی دلواپسته؟

 تو نگفتی نکنه یاد تو تنهام بذاره؟؟؟ تو نگفتی نکنه طفلکی طاقت نیاره؟؟

 حالا برگشتی که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی خوام دیگه طاقت ندارم اون شبا تکرار بشه باز

 دیگه این دل واسه تو دل نمی شه

 برو تا داد نزدم شهرو نرختم رو سرت

 

 

 

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 23:4 |
سلام واقعیت اینکه دیگه اونی وجود نداره که من بخوام بهش برسم اون نیست که بخوام واسه رسیدن بهش هر کاری بکنم اما تو هرجا هستی باش زندگی کن و ببین که من چطور زندگی نمی کنم . فقط ببین که دنیای من خیلی تاریک و سرده اینجا کسی برام نگرون نیست اینجا کسی دلواپس من نیست اینجا همین جایی که واستادم کسی دلتنگ من نیست......
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 20:4 |
سلام من اینجام تو این روزا نمی دونم تو کجایی؟کجای این شبا؟این روزا هر کی که می اد یه بهونه ای دستم می ده واسه گریه کردن این روزا همه یه جورایی می خوان ناراحتیمو ببینن عجیبه که دست از سرم بر نمی دارن عجیبه که من دستامو گرفتم بالا داد زدم به خدا دیگه جونی ندارم این همه اذیت واسه چیه؟من که دارم می گم کم اوردم دارم می رم کجا نمی دونم فقط دلم گرفته از تویی که اینهمه دوست دارم و دوسم نداری از تویی که به خاطر دوست داشتنت نتونستم با گذاشتم آشتی کنم از تویی که به خاطر عشقت موندم و تو رو همه واستادم از تویی که نیستی اما انگار با منی از این انتظار از این که همه سر کوفت تو عشقتو می زنن خسته نشدن از این همه سر کوفت؟به خدا دارم کم می ارمتورو خدا بیا جواب همه رو بده بیا بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا من عاشق تویی شدم که عاشقم نبودی؟؟؟؟؟ خسته شدم خسته ام تورو خدا بذارین نفس بکشم
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 22:19 |
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 14:45 |
سلام بازم یه روز دیگه اومد بدون اینکه بخوایم اومد و داره می ره خیلی وقته یادم رفته دوست داشتن کسی که دوسم نداشت چقد سخت بود. خیلی وقته یادم رفته کی بهم خوبی کرده و کی بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر چند فرقی هم نداره هر دو تا گذشتن چه فرقی می کنه کی خوبی کرده کی بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همیشه پاییز و دوس داشتم امسال هم پاییز با اومدنش خیلی غمامو زنده کرد و کسی رو که عاشق بودم ازم گرفت اما هنوزم محکم تر از قبل واستادم و می گم که هر دوتاشون رو هم پاییز و هم اون رو دوست دارم بازم پاییز ....... 

بعضیا قید همه چیز و زدن خیلی ها اسیر اقبال بدن!

اون بالا نشستی گوش کن ای خدا چه عذابیه به دنیا اومدن.....

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 14:16 |
سلام نمی دونم چرا هیچ کس حواسش به گذر زمان نیست نمی دونم این همه دویدن و تلاش کردن واسه چیه؟ نمی فهمم چرا داریم زندگی می کنیم؟ تا حالا شده تو یه لحظه کم بیاری؟تا حالا شده واسه یه دقیقه گم شی؟ میون آدما ؟میون نگاه ها ؟واسه ثانیه ای با خودتم غریبه شی؟این روزا با همه چیز و همه کس غریبه ام این روزا معنای زندگی کردن و تو گیر و دار این ثانیه ها گم کردم و معلق و وارونه شدم تو این دنیا. نمی دونم کجام و کجا این ثانیه های تکراری گم شدم نمی دونم شاید زمان تو همین ساعت دیواری اتاقم از سر به سر گذاشتن خسته شده و واسه یه لحظه از کار کردن های بی هدفش خسته شده. شاید میون این عقربه های ساعت دیواری اتاقم گم شدم یا شایدم کم شدم......

نمی دونم کجام کجا گیر کردم و تو کدوم ثانیه درجا زدم و از رفتن کدوم ثانیه غمگینم. کم شدم و کسی حس نکرد گم شدم و کسی دنبالم نگشت همه گفتن پوستش کلفته بسابیدش دردش نمیاد سابیدن و سابیدن حالا دیگه به خدا دردم می اد دردم می گیره دیگه پوستم کلفت نیست دیگه صبرم زیاد نیست دیگه ..........................................................................

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 23:43 |
شاید

       یه روزی

                   یه جایی 

                               صبر داشته باش 

                                         شاید

       یه کسی  

                   یه چیزی 

                            صبر داشته باش

           

    

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 23:25 |
سلام این مطلب رو قبلا آپ کردم اما خواستم سلامی مجدد بگم واسه همین دوباره آپ کردم

به نام او که آنقدر آه کشیدم تا تو را برایم فرستاد 

سلام زیبا

اما سلام نه، چرا هیچ کس هرگز حواسش به این نرفت که سلام اولین ستاره ایست که به مخاطب چشمک می زند و بعضی ها حتی برای خریدن کمی توجه، درشتش میکنند و نکند چشمک سلام چشمان مخاطب را ببرد به...

بگذریم، یکی نیست بگوید چه فرقی میکند گیریم که اول نامه ها سلام نمیکردیم باید یک واژه ی در به دری پیدا میشد که با آن آغاز کنیم نه؟!

نه اینکه اسم خودش را بنویسی، اما باز هم نه، با اسم او که آغاز کنی دیگر ادامه دادنش جرات می خواهد.

بگذار مثل همیشه همه این کار را طبق سنت انجام دهیم و فقط بنویسیم سلام.

ببینم چه کسی حواسش پی چشمک و درشتی سلام است و چه کسی حواسش با سلام نامه که هیچ با اشاره و ادامه هم به این سادگی ها پرت نمیشود، باور کن قصه ی سلام را طولانی کردم که دیر تر به اصل برگردیم.

حقیقتش حالت را جور دیگر هم میتوان پرسید.پس نوشتن نامه به خاطر دوری راه نبود. این بار برایت نوشتم تمام آنهایی را که یک بار از خودم پرسیدم و در جوابش ماندم خیره به طاق، طاقی که پر از دعا و آرزو ست...

میدانی! نمیدانم چرا مدتهاست هر چه می خواهم فرقی نمیکند برای چه کسی میرود آن بالا، بالای طاق نور، چراغ را طواف میکند و بر میگردد. لا اقل مثل پروانه عاشقانه نمیسوزد که دلم نسوزد بر میگردد همان جای اولش.

راستی هنوز آنجا دلواپس هیچ کس نیستی؟

خوش به حال دل بی دلواپسیت. الهی چشم به راه هیچ کس نمانی، نگرانی درد بدیست. یک سوال، محض رضای کسی که شاید روزی دلت برایش شور بزند بگو ببینم این تو نبودی که قانون جدایی را تصویب کردی؟

بگذریم....

اینجا همه ستاره شماری میکنند تا خوابشان ببرد و من ستاره می شمارم تا خوابم بپرد. هر چه کردم دنبال ستاره ای که نشانش کنم مثل قصه ها مال من و تو باشد نیست... این را یکبار برایت گفتم و باز هم میگویم:

هر ستاره شبیست که از تو دورم، آسمان چه پر ستاره است.

دیگر ملالی نیست جز نداشتنت، نخواستنت، راندنت، باختنت، رفتنت، نماندنت، با او و هزاران اوی دیگر بودنت، بدون مکث پاسخ منفی دادنت...

و عشقی نیست جز عشق به صدای تا ابد نازت...

یادت بماند تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست، مراقبشان باش...

من و تو آن دو خطیم آری

موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز

به یکدیگر نرسیدن بود

                           حسرت زده ترین دیوانه ات

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 22:50 |
گاهی سکوت بالاتر از هر فریادیست

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 22:49 |
من اینجام.آخر دنیا ببین هنوز ایستاده ام هنوز نفس می کشم وگاهای فقط گاهی به این مردم اعتراض می کنم گاهی سکوت می کنم و گاهی فقط گاهی نگاه....

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 22:48 |
اگه شونت تکیه گامه چرا من تنها شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تولدم مبارککککککککککککککککک

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 13:31 |
خداحافظ دل و جونم دیگه با تو نمیمونم

نمیخواد دل بسوزونی برای قلب داغونم

خداحافظ همه هستیم خداحافظ شب مستیم

 نمیدونم الان دستاتو به دستای کی بستی؟

خداحافظ دارم میرم دیگه داره تموم میشه

همون روزا که میگفتی به پای تو حروم میشه

فقط چون این شعرو دوست داشتم نوشتم همین

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه سوم فروردین 1388 و ساعت 23:22 |
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 22:20 |
سلام بازم روزا تند اومدن و رفتن خیلی از عزیزامون که پیر بودن رفتن که خدا رحمتشون کنه .خیلی از عزیزامون پیر شدن  خیلیا جوون شدن و بزرگ بچه ها پا گرفتن کوچیکترا قد کشیدن خلاصه همه یه تغیراتی کردن .منم کلی بزرگ شدم هرچند دوست ندارم پا به دنیای ادم بزرگا بذارم میدونین دوست دارم بی دلیل بخندم بی بهونه گریه کنم گاهی بازی کنم و اینا تو دنیای آدم بزرگا جایی نداره چقد بده هر روز داریم پیرتر میشیم و بیشتر گناه می کنیم دل میشکونیم  
+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 22:8 |
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

 اما یه قول به من بده یارت رو تنها نذاری که مثل من تنها بشه آواره از خونه بشه

 منم یه قول بهت می دم یه روز فراموشت کنم قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم

 اگه یه روز خواستی گلم کسی و نفرینش کنی بگو که مث من بشه زجر جدایی بکشه

سلام امروز خیلی واسم روز بدی بود این شعر واسه کسیه که نمی خواد بفهمه بین منو اون همه چیز تموم شده و سالهاست از ذهنم پاک شده...  خدا کنه بفهمه و دست برداره از این کاراش.

هرچند واسم مهم نیست  اما واسه خودش که امشب شکست خورد می گم آخه هر کسی رو نمی تونم تو دلم راه بدم هر کسی ارزش منو عشقم رو نداره. ۲سال پیش اشتباهی کردم که دیگه دلم نمی خواد تکرارش کنم. 

 

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 21:8 |
گاهی وقت ها چقدر ساده عروسک میشویم نه لبخند میزنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم !!!

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 18:14 |
انقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست!!!!!

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 12:46 |
چه دنیای جالبیه!تا حالا بهش فکر کردین؟ من یکی رو دوست دارم اون یکی دیگه رو و اون یکی باز کس دیگه رو و یکی باز منو. و جالبتر اینکه با همه ی اینها هممون هم تنها هستیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                                        

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت 14:13 |
سلام امروز اومدم یه کم حرف بزنم از این ولاگ و کسی که این وبلاگ رو واسش درست کردم راستش نه ناراحتم از نبودنش ونه پشیمون از رفتنم. میدونید یه زمانی عاشق کسی بودم که این وبلاگ واسش شروع به کار کرد کسی که فکر می کردم عاشقشم و اگه اون نباشه زندگیم بی معناست؟ و این در حالی بود که من و اون حتی از قشر هم نبودیم حتی فکر کردنمون باهم فرق داشت.میدونید میگن پریدن با کسی که بالی واسه پرواز نداره اشتباست چون درک نمی کنه چون معنای پریدن رو نمی دونه چون آرزوهاش خیلی کوچیکه و دنیاش اندازه یک پنجرست.اون نمی پره چون پریدن جرات می خواد میدونید خیلی سعی کردم بهش بگم دنیا اندازه پنجره اتاقش نیست و برای بزرگ شدن باید پرید باید دل به دریا زد اما اون نفهمید گفتم بهش یه روز شاید خیلی دیر شه و از رفتارت پشیمون شی و اون نفهمید بعداز یک سلا و نیم اومد و گفت می خواد جبران کنه.اما چی رو؟می تونست انیه هایی رو که از من گرفته بود بهم برگردنه؟ دقیقه هایی رو که با اون تلف شد رو بهم بده؟روزایی که باید با شادی میگذروندم و نگذروندم رو بهم برگردونه؟روز تولدم و که بهترین روز بود و اون خراب کرد برام قشنگ کنه؟ یه سلا و نیم بیشتره فراموشش کردم و بعد از قسمی که خوردم حتی اسمی ازش نبردم و حتی وقتی برگشت بهش گفتم نمی شناسمش.دلم می خواد الان این حرفا رو بخونه و بعد بگه کی ضرر کرد؟ من؟یا اون؟ حالا که رفتم بهتر از من واسشپیدا شد؟در حالی که وقتی اون بود واسم بهتر از اون وجود داشت؟اون یک هفته ای که رفت از دوستاش پرسید من چطور زندگی کردم؟؟ اما حالا یک سال و نیم که من حتی اسمشم نیاوردم.عاشق کسی شدم که معنی عشق رو وارزش ادما رو میفهمه.اما اون چی؟به کی رسیده؟ کی دوسش داره؟اونی که دوسش داره یا باهاش حرف می زنه واقعا تنها با اونه؟ از کجای این دنیا اومده؟ آخر دنیا؟واسم مهم نیست حالا فقط می خوام این و بگم :

نمی خوام بمونییییییییییییییییییییییییییییییی برو و دیگه حتی تو رویات هم بهم فکر نکن.

تو اندازه همونی هستی که باهاش دوست شدی

پس برو و مطمئن باش اینجا دلی نشکسته!!!!!!!

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 21:31 |

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 0:5 |
سلام‭ ‬....‭

‬واین‮ ‬بار‮ ‬با‮ ‬انبوهی‮ ‬از‮ ‬بهانه‮ ‬ها‮ ‬سلامت‮ ‬می‮ ‬کنم‭ ‬....‭

‬سلام‮ ‬می‮ ‬کنم‮ ‬به‮ ‬تو‮ ‬که‮ ‬ترانه‮ ‬ای‮ ‬هستی‮ ‬برای‮ ‬زندگی‮ ‬کسی‭ ‬.....‭
‬عیبی‮ ‬ندارد‮ ‬اگر‮ ‬آن‮ ‬کسی‮ ‬که‮ ‬دوستش‮ ‬داری‮ ‬یا‮ ‬داشتی‮ ‬یا‮ ‬خواهی‮ ‬داشت‮ ‬دل‮ ‬به‮ ‬ترانه‮ ‬زندگی‮ ‬تو‮ ‬ندهد‭ ‬...‭
‬تو‮ ‬ترانه‮ ‬زندگی‮ ‬برای‮ ‬خودت‮ ‬بخوان....‭
‬ترانه‮ ‬بخوان‮ ‬تا‮ ‬نگذاری‮ ‬صدای‮ ‬بال‮ ‬کبوتر‮ ‬های‮ ‬عاشق‮ ‬از‮ ‬یاد‮ ‬ما‮ ‬برود....‭
‬ترانه‮ ‬بخوان‮ ‬تا‮ ‬صدای‮ ‬خش‮ ‬خش‮ ‬برگهای‮ ‬پائیزی‮ ‬را‮ ‬به‮ ‬فراموشی‮ ‬زمان‮ ‬نسپارم‭ ‬...‭
‬اصلا‮ ‬بیا‮ ‬و‮ ‬ترانه‮ ‬ای‮ ‬بخوان‮ ‬برای‮ ‬من‭ ‬....‭
‬برای‮ ‬منی‮ ‬که‮ ‬سالهاست‮ ‬صدای‮ ‬هیچ‮ ‬ترانه‮ ‬ای‮ ‬در‮ ‬گوشم‮ ‬زمزمه‮ ‬نکرده‭ 

+ نوشته شده توسط یکی مث تو در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 23:29 |


Powered By
BLOGFA.COM